تبليغاتX
در بسته

در بسته

مقالات و نوشته هاي شخصي رضا پدرام در کنار ترجمه داستانهاي كوتاه و حرفهایی که برای دل خودم می نویسم

تجربه اي براي شاد بودن - ترجمه از انگلیسی به فارسی: رضا پدرام

 

 آيا  ميدانيد  واقعاً شادي و خوشبختي چيست؟

 همه ما براي به دست آوردن اين مقوله يعني خوشبختي تلاش مي كنيم اما واقعاً خوشبختي چيست؟ از همه مهمتر، چند نفر را مي شناسيد كه به راستي خوشبخت باشند؟

چه چيزي باعث ميشود كه شادي ما زودگذر و فاني نبوده و مدت زمان طولاني تري دوام كند؟ تا وقتي ما نتوانيم جواب قانع كننده اي  به اين سئوال داشته باشيم، احوال ما به تيراندازي مي ماند كه  هدف را در تاريكي حس ميكند، هرلحظه جاي خود را عوض كرده و با هر بار تير انداختن، اميدوار است اينبار شكاري را كه نمي داند چيست و چون سايه فراري است، را هدف قرار دهد!   تا زمانيكه شكار خود را نديده و نفهميم چه چيز را ميخواهيم شكار كنيم، چطور ميتوانيم اين كار را انجام دهيم ؟ زكاوت ما در كجاست؟

خوب، -خوشبختي- همه ما در مورد خوشبختي مطالبي را مي دانيم. نميدانيم؟

 همه ما ميدانيم كه خوشبختي وجود دارد، و نيز ميدانيم كه قصدمان بدست آوردن خوشبختيست- حتي اگر بعضي از ما فراموش كنيم كه  در زندگي دنبال چي  هستيم،- سرانجام  خواهيم فهميد آنچه در پي بدست آوردنش هستيم، همين خوشبختيست. درست است؟

 اما اين عزيز فراري كه نامش خوشبختي است، چيست؟ منظورم اين است كه، خوشبختي واقعي چيست؟

براي لحظه اي با خودت فكر كن. اگر خوشبختي معلوم و هويدا مي بود، همه ما آن را  مي داشتيم. درست؟ اما نگاهي به دور و بر خود بينداز. چند نفر از اطرافيان تو واقعاً خوشحالند؟

 از زمانهاي قديم، الفاظ بي شماري درباره  آن نوشته شده و فيلمها و كتابهاي زيادي سعي در ترسيم آن داشته اند- مردم با آرزوي رسيدن به منتهاي آن زيسته و با روياي رسيدن به آن فنا شده اند.اما  خوشبختي چيست؟

 همه ميدانيم خوشبختي همان چيزيست كه ميخواهيم آن را داشته باشيم- حاصل و نتيجه ديرينه تلاش ما ، رسيدن به آن است. اما چند نفر از ما واقعاً ميدانيم خوشبختي چيست؟ چه باعث ميشود كه ما احساس خوشبختي واقعي كنيم؟

شايد  فوراً فكر كنيد: ( اوه، خوشي واقعي يعني عشق، داشتن فرزند، يا صحتمند بودن، پولدار بودن. اما اگر چيزهايي كه گفتيد به شما داده شود، آيا واقعاً احساس خوشي خواهيد كرد؟ جواب شما مطمئناً (نه) خواهد بود. دليل ميخواهيد، خوب چه دليلي بهتر از وجود اينقدر افراد بدبخت در دنيا .

خوب، بياييد از زاويه و منظري ديگر به اين موضوع نگاه كنيم. بياييد بينديشيم كه چه چيزهايي باعث ميشود كه خود را بدبخت و ناكام فكر ميكنيم. حاضرم شرط ببندم كه اگر شما بنشينيد و ليستي از ناكامي هاي خود در زندگي را بنويسيد، برايتان بسيار آسانتر خواهد بود از نوشتن كاميابي ها و خوشبختي هايتان. درست است؟

خوب،  پس قبول داريد كه  نوشتن تمام آن چيزهايي كه باعث ميشود  احساس بدبختي كنيم،بسيار آسان است. پس بيائيد از همينجا شروع كنيم!

اين تجربه را بكار برده، تمام چيزهايي را كه باعث ميشود احساس ناراحتي يا بدبختي كنيد، بنويسيد. ترديد نكنيد. هر آن چيزي كه درينمورد به ذهنتان مي رسد، بنويسيد.

خوب،. حالا ليست آماده و پيش رويتان است. حالا سعي كنيد براي  هر يك از مواردي  كه در ليست نوشته ايد، متضاد و نقطه مقابل آن را پيدا كنيد.

 به عنوان مثال،  اگر يكي از مواردي كه باعث ناراحتي و ناخوشيتان شده، وضعيت نابسامان دولت است، خوب،چه چيزهايي در دولت وجود دارد كه شما دوست شان نداريد. شايد شما حس ميكنيد آنها ( دولتمردان) به نيازمنديهاي مردم و كشور توجه نمي كنند. يا شايد آنها شرايط كشور را طوري عيار نمي سازند كه قشر متوسط جامعه از استندردهاي معمولي زندگي برخوردار شوند- يا  دولت جلو جرم و جنايت را نمي گيرد- يا براي از بين بردن بيكاري و بي خانمي كاري را انجام نمي دهد. هرچيزي كه درين مورد فكر ميكنيد، بدون تعلل بنويسيد.

 مثال ديگري كه شايد شما از آن ناخشنود باشيد، طريق برخورد مردم با شماست. خوب، بگوييد، ديگران با شما چطور برخورد ميكنند كه شما از آن راضي نيستيد؟

آيا از اينكه محيط كاريتان دلخواهتان نيست، احساس ناراحتي ميكنيد، يا اينكه فكر ميكنيد ارتباطات تان با همكارانتان ميشد بهتر ازين باشد، يا روند آلودگي زمين  شما را نگران ميكند.

 تمام چيزهايي مثل اينها،  كه باعث ميشود احساس كنيد خوشبخت نيستيد، را بيرون نويس كنيد. سعي كنيد در بيان نكته ها صادق باشيد. از اينكه  از نوشتن بدبختي هايتان، احساس ناخوشايندي به شما دست ميدهد، نگران نباشيد. در هرصورت، آنها را  بنويسيد.

حالا: يكبار كه ليست تان تكميل شد، در مورد هر يك از نكاتي كه نوشته ايد، اين سئوال را از خود بپرسيد: نقطه مقابل اين نكته چيست؟ اگر اين نكته باعث ناراحتي تان ميشود، سعي كنيد ساير جوانب آن را هم از نظر بگذرانيد تا متضاد آن برايتان واضح شود. چرا كه يافتن متضاد آن، باعث ميشود خوشبختي نصيب تان شود. اين نكته را باور داريد؟

بگذاريد مثال ديگري بياورم. شما از طريقه برخورد همكارانتان با خود راضي نيستيد.- همين باعث مي شود كه احساس بدبختي كنيد. خوب در ليستي كه قبلاً  تهيه كرده بوديد، چنين نتيجه گيري كرديد كه از نحوه صحبت كردن و برخورد آنان با خود و اينكه به شما ارزش كافي نمي دهند، ناخشنود هستيد.

خوب، حالا بياييد از زواياي ديگر به اين موضوع نگاه كنيم. اگر همكارانتان با شما با لحن مهربان تري صحبت كنند و با احترام بيشتري با شما برخورد كنند و به نظرات وصحبت هاي شما علاقه مندانه گوش كنند و نشان دهند كه شما برايشان مهم هستيد، آيا اين افكار باعث نمي شود كه شما خود را نظر به همكارانتان خوشبختر احساس كنيد؟

يا اگر يكي از نكاتي كه شما در ليست تان نوشته ايد اينست كه شما از افراد دروغگو و تنبل بدتان مي آيد، يا اين حقيقت كه فقر در جهان بيداد ميكند، خوب فقط سعي  كنيد نقطه مقابل و متضادشان را پيدا كنيد.

با انجام اين كارها، شما شروع به پاسخ دادن به نداي دروني تان در مورد خوشبختي كرده ايد.  چرا كه اگر شما جواب اين سئوال را كه ( چه چيزي باعث خوشحالي و خوشبختي من مي شود) را پيدا نكنيد، چطور توقع داريد كه خوشبختي و شادي را بدست آوريد؟؟!

دانستن اينكه به دنبال چه چيزي هستيد، اولين گام در  راه رسيدن به آن چيز است. قبول داريد؟

 

كارهايي را كه گفتم انجام دهيد. من آماده شنيدم  دستاوردها ، نظرات و پيشنهادات تان  در مورد هستم.

An Experiment in Happiness

By Sarah Lake
 

Do you really know what happiness is?

We all seem to be striving for this concept called 'happiness' but what is it really? After all, how many people do you know who are truly happy?

What does it take to be 'happy' for more than just a brief or transient period? Until we can answer these questions we are effectively 'stabbing in the dark', going from one thing to another hoping to find that elusive goal!

How can we ever hope to achieve it if we don't know what it is? But where do we start?

An Experiment in Happiness

OK - Happiness - we all know about 'happiness', don't we?

Well, we all know it exists, and we all know that we are trying to achieve it - even if some of us have forgotten this - it is what we are reaching for, in whatever way we can, right?

But what is this 'elusive' thing called happiness - I mean, REALLY, what is it?

Think about that for a moment. If it was obvious we would all have it, right??! But, take a look around you; how many people do you see that are really happy?

Endless words have been written about it, books and films have been portraying it since time immemorial - people have lived whole lives searching for it and died in the name of it. But WHAT is it?

We all know that it's something we want - it's almost a foregone conclusion that it's what we are all striving for - but how many of us really know what it is, what it would take for us to be truly happy??

+ نوشته شده در  6 Nov 2006ساعت 13:17  توسط رضا پدرام  |