تبليغاتX
در بسته

در بسته

مقالات و نوشته هاي شخصي رضا پدرام در کنار ترجمه داستانهاي كوتاه و حرفهایی که برای دل خودم می نویسم

قسمت دوم ترجمه كتاب خودرهبري با استفاده از تصاوير- مترجم:‌محمد رضا پدرام

 

تصوير اول:

 كوه يخ شناور

كوه يخ شناور در آب، مثال خوبي از رهبري شماست. 10% درصدي كه روي آب است مهارتهاي شما و مابقي 90% كه در زير آب است، شخصيت شما است. به ياد داشته باشيد كه همان 90% زير آب باعث غرق شدن كشتي هاي بزرگ مي شود.

كوه يخ شناور در آب، تصوير دلچسبي از اولين قانون رهبري است. خيلي بيشتر از آن چيزي كه ما با چشم خود مي بينيم، در كوه يخي نهفته است. بيشتر قسمت هاي كوه يخي در زير اب قرار دارد. هر يك از شما شايد داستان وحشت آور كشتي تايتانيك را شنيده باشيد (شايد فيلم آن را هم ديده باشيد). در شب شوم چهاردهم آپريل 1912، مدت زمان اندكي قبل از غرق كشتي عظيم الجثه و غرق نشدني تايتانيك،  2 ديده بان كشتي وجود 5 كوه يخي  را ، گزارش داده بود. وقتي ديده بان ،  اخطار ششمين كوه يخي را مخابره كرد، سكان دار غريد: " ساكت باش، من سخت مصروفم" و اين آخرين جمله اي بود كه بر زبان او جاري شد. دقيقاً نيم ساعت پس از آن، كشتي بزرگ تايتانيك، كه ناخداي آن ادعا كرده بود حتي خدا هم نميتواند آنرا غرق كند، غرق شد و جان صدها مسافر و كاركنان اين كشتي ملقب به غرق نشدني را گرفت.

مشكل چه بود؟ آنها حقيقت كوههاي يخي را فراموش كرده بودند. آنها با ديدن قسمتهايي از كوه يخ كه روي آب شناور است، اين باور را به خود داده بودند كه باعث غرق كشتي نمي شود. متأسفانه آنها فراموش كرده بودند كه قسمت بزرگي از كوه يخ در زير آب قرار دارد. آنها قدرت كوه يخي را دست كم گرفته  و قدرت خود را فراتر از واقعيت تصور كرده بودند. و اين تشبيه دقيقي از بيشتر رهبران و مديران امروزي است. با ناديده گرفتن قسمت هاي مخفي و ناپيداي شخصيت هاي زيردست خود، مي غرند: "خفه شو، من مصروف كارهاي خودم هستم."

كوه يخي تصوير بصير و گويايي از رهبري است. چون مقدار زيادي از تأثير و نفوذ ما از قسمت هاي از نهاد ما سرچشمه ميگيرد كه ما آن را نمي بينيم. اين قسمت  همچون مابقي كوه يخ كه در زير آب قرار دارد، در سطحي ناپيدا مستور است. به تخمين من، 90% از رهبري ما، توسط  منش و شخصيت ما ساخته مي شود. و شخصيت ما مجموعه اي از:

-    خود انضباطي[1] ( قابليتي كه باعث مي شود آنچه درست است، انجام دهيم حتي اگر احساس خوشايندي در مقابل آن نداريم.

-         ارزشهاي دروني( اصول كه  شما با آنها زندگي ميكند و شما را وادار به اتخاذ تعهدات اخلاقي مي سازد)

-         احساس هويت ( تصوير دروني واقعي شما كه بر نبوغ و اخلاق فردي شما استوار است)

-         امنيت احساسي ( ظرفيت سازگاري و استحكام احساسي شما)

بيشتر مردم به شخصيت خود توجه خاصي نشان ميدهند، اما عده ديگري از اين مهم چشم پوشي ميكنند. مهارت هاي شما شايد باعث ارتقاي  موقعيت شما بشود، اما در حقيقت اين شخصيت شما است كه شما را در آن موقعيت نگه مي دارد. اگر شما داراي رهبري قوي نباشيد، سرانجام خودتان باعث تخريب خودتان به عنوان يك رهبر مي شويد در حاليكه شايد بتوانيد تا مدتهاي طولاني خود را يك رهبر قوي وانمود كنيد. در دهه 1980 ميلادي ، زماني كه تعداد زيادي از بينندگان مسيحي تلويزيون، به افت روحي دچار شدند و  در دهه 1990، تعداد زيادي از سياستمداران به شمول رئيس جمهور دچار افت روحي شدند، به اين نكته پي برديم. بار ديگر، در دهه اول قرن جديد زماني كه شركت هاي بزرگي چون انرون، ورلد كام و تايكو مرتكب جرايم اخلاقي شده و ورزشكاران با سابقه براي بازخواست جرايمي كه مرتكب شده بودند، به دادگاه فراخوانده شدند. حتي  چندين كشيش كاتوليك هم به جرم جرايم جنسي تحت بازخواست قرار گرفتند. توجيه من درين باره چيست؟ كوه يخي. شخصيت ضعيف با دروغ گفتن و تقلب خود را  آشكار مي كند و نهايتاً دست به كلاهبرداري، جرايم جنسي، دزدي و فساد مي زند.

به هر حال ، اين موضوع مختص نسل ما نيست. صد سال قبل، يك پسربچه بنام شيكل ووبر[2] در اروپا پا به عرصه وجود گذاشت. در نوجواني، او هرگز چيزي در مورد شخصيت نياموخت. والدين او هرگز در مورد درست يا غلط چيزي به او نگفتند و او با عقايد و ارزشهاي دروني خود رشد يافت و بزرگ شد. زماني كه او با پدرش در مورد كشيش شدن صحبت كرد، مورد غضب پدر واقع شد و وقتي از علاقه اش به هنر گفت، توهين شنيد. به او هرگز ارزشي داده نشد همانطوري كه هيچگاه درين باره تعليمي نيز نديد. يك شب، او صداي پدر و مادرش را شنيد كه در مورد ترك محل زندگي با هم مشاجره ميكردند. او به اين نتيجه رسيد كه والدينش از وي متنفرند و مشكوك شد كه شايد والدينش در وقت ترك محل، او را با خود نبرند.  او تصميم گرفت تا دور قلب و احساس خود حصاري بكشد و هيچگاه به كسي اجازه ندهد درين حصار داخل شود . او از خانه و والدينش گريخت  و در تنهايي بزرگ شد. اين پسرك تنها نهايتاً يك رهبر شد. شما او را مي شناسيد. بلكه او آدولف هيتلر  رهبر آلمان نازي در زمان جنگ جهاني دوم بود.

تاريخ بر اين امر صحه ميگذارد كه آدولف هيتلر يك  رهبر بزرگ بود اما رهبر خوبي نبود. مهارت و گيرايي سترگي داشت. شخصيت او به شكل وحشتناكي خدشه دار شده بود.  او شخصيت دروني خود را   قبل از آنكه با بيرحمي تمام،  بيشتر از 6 مليون انسان بيگناه را به كام مرگ كشاند، تخريب كرده بود .

تامادامي مهارتهاي رهبري خوب است كه ما آنها را در جهت درست آن پرورش دهيم. به عنوان مثال: بسيار اسان است كه فكر كنيم صنعت گرو گذاشتن پول در سيستم هاي بانكداري  صرفاً پول دراوردن، حسابداري ، سرمايه گذاري و مذاكره است، خوب، اين صلاحيت و اعتبار مهمي است، اما تنها مهم دانستن اين موضوع مانند ديدن نوك كوه يخي شناور در سطح آب ، مي باشد. در حاليكه قسمت پنهاوري از اين صنعت- و هر صنعت مشابه آن- اين است كه نيمه پنهان ما چطور با اين موضوع برخورد ميكند؟ ( آيا توانايي اداره و پيشبردن اين صنعت مهم را در راه درستش داريم). درسي كه ازين مثال مي آموزيم. اول  ياد بگيريد تا خود را رهبري كنيد سپس به رهبري ديگران بپردازيم.

وقتي ما شخصيت ضعيفي داريم، نهايتاً اين ضعف  شخصيت باعث صدمه زدن توانايي ما در رهبري مي شود همانطوري كه نيمه بزرگ كوه يخ كه در زير آب است و ديده نمي شود، باعث غرق كشتي مي شود. در نقطه مقابل، وقتي ما شخصيت قوي داشته باشيم، اين شخصيت قوي، ما را در استفاده از مهارتهايمان ياري ميدهد و باعث ميشود تا بتوانيم از مهارتهاي خود در مكان مناسب آن به خوبي استفاده كنيم همانطور كه قسمت بزرگ كوه يخ كه در زيراب است، قسمت رويي كوه يخ را نگه ميدارد.



[1] - self discipline

[2] - Shicklewuber

+ نوشته شده در  5 Oct 2006ساعت 9:21  توسط رضا پدرام  | 

ترجمه شعر زنان جهان - جولیا د بورگس، شاعر شور سرکشی ها، اهل پورتوریکو

خطاب به جولیا د بورگس

 

مردم می گویند من دشمن توام
و تو را در شعرم، ارزانی دنیا داشته ام.


دروغ می گویند جولیا د بورگس. دروغ می گویند.
صدایی که در سروده های من جاری ست، صدای تو نیست.
صدای من است؛ زیرا تو پوستی و من مغز
و میان من و تو مغاکی ژرف دهان گشوده است.


تو عروسکی بی جانی، آراسته به پیرایه های اجتماعی
و من آتش نیرومند حقیقت بشری؛
تو ریاکارانه پنهانی؛ پیچیده لای زرورقی خوش رنگ و رو؛ من اما نه-
من برهنه می کنم قلبم را در تک تک اشعارم.
تو همچون دنیایت، خودپرستی؛ من اما نه-
من قمار می کنم هست و نیستم را بی پروای برد و باخت


تو بانویی متین و موقری سینیورا دوناجولیا
من اما نه.من زندگی، قدرت و زنانگی ام.


تو به شویت تعلق داری؛ به اربابت. من اما نه:
من از آن هیچکسم؛ زیرا با همگان در میان می نهم
اندیشه ها و احساساتم را زلال و بی پیرایه.


تو گیسوانت را فر می زنی و چهره ات را رنگ می کنی. من اما نه:
من رنگ از آفتاب می گیرم و گیسوانم را دستان باد پیچ و تاب می دهد.


تو زن خانه ای، سرسپرده و صبور
اسیر و کنیز عادات تعصب آمیز مردان
من اما "رزینانتم" اسب راهوار دن کیشوت که آزادانه می تازد
و شوریده و سرکش بو می کشد آفاق عدل الهی را.

+ نوشته شده در  1 Oct 2006ساعت 12:59  توسط رضا پدرام  | 

قسمت اول ترجمه كتاب هنر خود رهبري با استفاده از تصاوير- نوشته: داكترتيم المور

 

اشاره: دوستان عزيز، كتاب خودرهبري با استفاده از تصاوير، نوشته برجسته داكتر تيم المور مدير موفق امريكايي بوده كه توسط گروه مترجمان ما ترجمه شده  و قسمت به قسمت درينجا به نشر مي رسد.

 

هنرخود رهبري با استفاده از تصاوير [1]

 

 

( تصاويري كه روش و طريقه رهبري را شكل مي دهد)

نويسنده: داكتر تيم المور

مترجم: محمد رضا ( پدرام)

 

 

در فرهنگ و تمدن امروز ما، تصاوير نقش ارزنده اي دارد. همه ما با عكسها، تلويزيون، سينما، ويدئو، MTV و DVD رشد كرده و بزرگ مي شويم. نمي توان قدرت تصاوير ديداري را ناديده گرفت و البته اكثراً مايل به اين كار هم نيستيم.

تجارب شخصي من، مؤيد اين ادعا است كه بيشتر ما يادگيرنده هاي بصري هستيم. از ديدن تصاوير متحرك بيشتر از آوازهاي صوتي لذت مي بريم. لئونارد سويت ناشر معروف به اين باور است كه زبان قرن بيست و يكم،  زبان تصوير است نه كلمات و الفاظ.  بعضي از تاريخ نويسان در نقل كردن تاريخ كشورها ، از  قدرت تشبيه و تصاوير استفاده كرده اند. از تمثال حضرت مسيح  گرفته تا مارتين لوتركينك رهبر سياهپوستان آمريكا در نطق معروفش" روياي من"، زماني كه براي جنبش قانون مدني مبارزه ميكرد. توماس پيتر در كتاب ( رهبران برتر) ميگويد:  به جزچند مورد استثناء، در هر دوره و زمان، رهبران موفق استعمال كنندگان چيره دست داستانها ونمادها بوده اند.

چرا؟ چون تصاوير ماندگار هستند. تصاوير مدت زمان زيادتري در مغز باقي مي مانند. زماني كه ما صحبتي را مي شنويم، اغلب قصه آن موضوع را بخاطر مي آوريم تا لغات و عباراتي را كه گوينده استفاده نموده است، چرا كه از اثر صحبتها، تصوير رنگي در مغز ما ترسيم شده است. تصاوير به مراتب بيشتر از لغات با ما ارتباط برقرار ميكنند. در واقع، صحبت  تنها در زنده ساختن تصاوير در مغز ما ، مؤثر و كارا هستند. ما  بيشتر به تصاوير فكر ميكنيم. اگر من بگويم "فيل"، شما در ذهن خود حروفي را كه كلمه فيل از آن تشكيل شده، ترسيم نكرده، بلكه حيوان خاكستري رنگ بزرگي را مجسم مي كنيد. تصاوير فايلهاي طبقه بندي شده اي هستند كه ما در ذهن خود بايگاني ميكنيم و اين تصاوير هستند كه باعث ميشوند ما بتوانيم معلومات كلاني را در ذهن خود ذخيره كنيم. بياييد اين جمله قديمي را يكبار ديگر به خاطر بياوريم كه: يك تصوير گوياتر از هزاران كلمه است. به نظر من اين جمله صد در صد درست است.  زماني كه من به قدرت تصاوير پي بردم، به تحصيل علم در دو رشته هنرهاي تبليغاتي و الهيات پرداختم. حالا من در صدد تركيب اين دو قدرت يعني قدرت تدريس حقايق رهبري و قدرت تصاوير هستم. اميدوارم آنچه در بالا گفته شد، باعث اندكي تأمل و تفكر در مغز و قلب شما شود. اميدوارم رگه هاي واقعيت را در آنها يافته و با آن رشد كنيد. من ايمان دارم كه قدرت تصاوير عميقاً روي شما مؤثر است، همانطوري كه براي من مؤثر بوده است.

اين كتاب، جزئي از مجموعه كتابهايي است كه با دارا بودن تصاويرخاص، شما را قادر به ارتباط برقرار كردن با اجتماع مي سازد. توصيه من به شما اين است كه موضوعات اين مجموعه را با دوستانتان دنبال كنيد. هر تصوير اين مجموعه حاوي رگه هاي واقعيت بوده و  هرچه بيشتر بر آن دقيق شويد، بيشتر به عمق آن پي مي بريد. اين كتاب شما را در سفر به دنياي عظيم رهبري، راهنما خواهد بود. محتواي اين كتاب بر اساس اين واقعيت كه رهبري ابعاد متعددي دارد، استوار است. اگر ما بخواهيم تأثيرات دلخواهمان را روي اطرافيانمان داشته باشيم، ابتدا بايد بر نيروهاي درون خود را رهبري كنيم. درين صورت ما خواهيم توانست اطرافيانمان را و كساني را كه ما در قبال آنها مسئول هستيم، حتي كساني را كه در موقف بالاتري از ما هستند رهبري كنيم. محتواي اين كتاب خود رهبري است. سفر به دنياي رهبري، بايد از همينجا شروع شود.

زماني كه من بتوانم خودم را به درستي رهبري كنم، ديگران  همچون آهن ربا، جذب اين قابليت من شده و پيرو من خواهند بود. تأثيرگذاري و تفوق، چون موج دريا از شخصيت هاي قوي ساطع مي شود و اگر من چنين باشم، هرگز ديگران را مجبور به اطاعت از خود نكرده بلكه آنها خود دنباله رو من خواهند بود.

تعدادي از جامعه شناسان اين زايش را EPIC توصيف نموده اند كه مخفف كلمات: تجربي، اشتراكي، به اختيار گرفتن تصاوير و ارتباط مي باشد.[1] اگر اين فرضيه درست باشد، اين سلسله كتابها  منابع كافي براي به اختيار گذاشتن تصاوير، تجارب، و راههاي ارتباط با يكديگرمان است.

هر يك از اين كتابها تنها تصاوير را ارائه نخواهد كرد، بلكه حاوي مباحثات،سئوالات، تست هاي ارزيابي خود و تمرينهايي است كه شما ميتوانيد در آن شركت كنيد.پس، سفر به دنياي رهبري را با خواندن اولين كتاب شروع كنيد.اميدوارم هر يك از اين كتابها در مواقع لازم راهنماي شما در اين سفر پرپيچ و خم  بوده، و شما را از ورود به راه غلط مانع شود.

داكتر تيم المور



[1] - EPIC: Experiential, Participatory, Image-driven and Connected.



[1]  - نام اصلي كتاب Habitudes است، چون كلمه اي معادل آن كه گوياي محتواي كتاب باشد، يافت نشد، از اين جمله استفاده شده است.( مترجم)

[2] - EPIC: Experiential, Participatory, Image-driven and Connected.

+ نوشته شده در  30 Sep 2006ساعت 12:45  توسط رضا پدرام  |