اگر شما که الان این مطلب را می خوانید اهل افغانستان باشید و سفری به ولایت هرات کرده باشید و با سرک های محدود این شهر آشنا باشید حرفهم را خوب بفهمید. اما برای آنانی هم که هراتی یا هرات دیده نیستند همینقدر بگویم که هرات شهر که چه , شهرکی کوچک است با نفوسی چندمیلیونی و موترهای فراوان. کافی است برای یک دقیقه به هر دلیلی یکی از سرکها بند شود تا ترافیکی وحشتناک در چهارطرف ایجاد شود, حالا تصور کنید که مرکزی ترین نقطه شهر که بیشتر سرکها از آن می گذرد به شعاع چندکیلومتر توسط مامورین امنیتی مسدود باشد و به هیچ احدالناسی اجازه ندهند از آن عبور کند, حال چه آمبولانس باشد, چه موتر رسمی دولتی, چه تاکسی و چه پای پیاده!
از مطلب دور نشوم, راهبندی های این چندروزه و مزاحمت های زیادی را که سفر معاون اول رئیس جمهور و هیئت همراهش برای مردم هرات ایجاد کرده است, این مفهوم را هر دم در ذهن انسان تداعی و پررنگ تر میکند که : دولتمردان این کشور مایه زحمت اند, نه رحمت! و اگر در سایر کشورها دولت خدمتگزار مردم است و دولتمردان از تمام قوای جسمی و روحی شان برای خدمت به مردمشان استفاده میکنند, اینجا قضیه برعکس است و مردم باید در خدمت دولتمردان و دولت باشند و در مقابل آن هیچ انتظاری هم نداشته باشند. این را هم باید اضافه کنم که این بار اول نیست, در وقت برگزاری کنفرانس اکو برای یک هفته تمامی دکانها و بازارها تعطیل بود و مردم بیچاره باید سرگرسنه بر بالین می گذاشتند چرا که دولتمردانمان مهمان داشتند!
مطمئنم هم اکنون همه مردم ما این دعا را هرلحظه دعا میکنند وانتظار اجابت دارند که:
خدایا, هرچه زودتر هیئتی اعزامی را از شهرمان دور کن تا نفسی راحتی بکشیم, ما عطای این بزرگان را به لقایشان بخشیدیم, ما که حالا متقاعد شده ایم خیری از آنان نمی بینیم و آنها را به حال خودشان رها کرده ایم, تو هم رحمی به دلشان بینداز تا ما را به حال خودمان بگذارد.
خدایا, پای هیچ هیئتی را به شهرمان باز نکن تا روال عادی زندگی مان خدشه دار نشود و بتوانیم همینطور که هست با بخور ونمیر زندگی کنیم.
آمین یا رب العالمین.

